تبلیغات
شکر شکن - دریای آدمیت
سینه شهر از تپیدن خالیست

مردی برای خریدن یک شاخه گل از کودک دست فروش هم چانه می زند

نکند چیزی کم شود از مرداب معاشش

و حالا چه غم ، که قطره قطره خشک می شود دریای آدمیت

(( وقتی که خشک گردد دریای آدمیت

جانی دوباره گیرد مرداب دیو و دد ها ))




طبقه بندی: شعر،  دلنوشته، 
برچسب ها: سینه، مرداب، دریای آدمیت، محمد مهدی محمدی،  

تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396 | 01:12 ب.ظ | نویسنده : محمد مهدی محمدی اصفهانی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.