تبلیغات
شکر شکن - غنچه خونین بود دل
نمی دانم چرا غمگین بود دل
ز بار درد و غم سنگین بود دل

دمی بر روی دلدارم بخندد
اگرچه غنچه خونین بود دل

چه باشد این که در سوز و گداز است
جوابم داد یاری این بود دل

نجوید دل ز غم هرگز جدایی
که بهرش یاور دیرین بود دل

کنار سفره دل می نشینم
چرا؟ چون سفره رنگین بود دل

ز بین قصه های دفتر عشق
همانا قصه شیرین بود دل

محبت هم دمی با دوستان کن 
چرا ای جان من پر کین بود دل

بگو سید به عشاق زمانه
بر فرهاد غم شیرین بود دل

مرحوم پورسید رضایی

برچسب ها: محمد مهدی محمدی، شعر، غنچه خونین، پورسیدرضایی،  

تاریخ : دوشنبه 23 مرداد 1396 | 10:35 ق.ظ | نویسنده : محمد مهدی محمدی اصفهانی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.